X
تبلیغات
آریا

آریا

عکس برنامه اهنگ تبلیغات و...

سوته دلان

می خواهم یک بخش دیگر به وبلاگ ام اضافه کنم با عنوان سوته دلان امیدوارم خوشتون بیاد . دوستان و دوست داران سلام این خطوط که در کنار یکدیگر جلوه می کنند و مجموعه ای را شامل می شوند در وجود هر انسان به طور پنهانی موجود است . باید دل به زیبایی داد تا بدین وسیله آن را از اعماق وجودی خویش بیرون کشید . هر کس به نوعی با حضرت دوست نجوایی دارد چه زیباست نجوا را با احساس قلبی در هم آمیخت و از دوست برای دوست نقشی نگاشت چرا که غرض نقشی است که از ما باز ماند

همسفر

هر جا که سفر کردم تو همسفرم

بودی وز هر طرفی رفتم تو راهبرم بودی

 با هرکه سخن گفتم پاسخ ز تو بشنیدم

بر هر که نظر کردم تو در نظرم بودی

هر شب که قمر تابید هر صبح که سر زد شمس

در گردش روز و شب شمس و قمرم بودی

 در خنده من چون گل در کنج لبم خفتی

در گریه من چون اشک در چشم تَرم بودی

در صبحگه عشرت همدوش تو می رفتم

در شامگه غربت بالین سرم بودی

چون طرح غزل کردم بیت الغزلم گشتی

چون عرض هنر کردم زیب هنرم بودی

 آواز چو می خواندم سوز تو به سازم بود

 پرواز چو می کردم تو بال و پرم بودی

 هرگز دل من بر تو یار دگری نگزید

 گر خواست که بگزیند یار دگرم بودی

سرمد به دیار خود از ره نرسیده گفت

هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط مسافر   | 

عکس هایی از بازیگران سریال اغما

حامد كميلي و غزاله جزايري در سريال اغماء

 

حامد كميلي در پشت صحنه سريال اغماء

 

 

 

غزاله جزايري در سريال اغماء

 

حامد كميلي در سريال اغماء

 

 

سيروس مقدم، كارگردان در پشت صحنه سريال اغماء

 


نفيسه روشن در پشت صحنه سريال اغماء

 

ايرج نوذري در سريال اغماء

 

گفت و گوي سيروس مقدم با امين تارخ در پشت صحنه

 

امين تارخ در پشت صحنه سريال اغماء

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط مسافر   | 

آخرین خبر ها در مورد بازیگران هندی

 

 یک فلش از زوج هنری شاهرخ و کاجول

 

 TinyPic image

 

 پخش یک فیلم هم زمان در چهار کشور مختلف :بعد از 4 سال بالیوود و هالیوود فیلم ماری گلد اکران شد .عکسهای سلمان خان و الی لارتر در سینما ها بودند (این دختر اصلا به سلمان نمیاد!!!!)این فیلم در هند –انگلیس-امریکا-و کانادا پخش شد .فیلمهای ادلاباس در 55 شهر اسیای جنوبی  و همچنین در نیوجرسی-کالیفرنیا –شیکاگو-دتر ویت-هوستون-اتلانتا- ونکور-تورنتو در کانادا-کمار گفت سلمان یکی از بهترین بازیگران در اسیای جنوبی و امریکا  است و به همین دلیل تصمیم گرفتم این فیلم را همزمان با هند در 55  سینما اکران کنم .این فیلم در حدود 5 میلیون خرج داشته _پارتنر فروش خوبی کرد اما ماری گلد اصلا فروش خوبی نداشت اما همچنان سلمان در دل همه ی ما جا داره !!!)

 

 

 

 

سوالات رپيد فاير در كافي ويت كارن با كاترينا

(سوالات مربوط به سلمان را برايتان مي گذارم ولي كاملش تو تاپيك كارن هست)

كارن: اگر سلمان يه اسم مياني داشت كه دوتا شخصيت رو نشون ميداد چي ميشد؟

كاترينا: پر مخاطره و مشكوك

كارن: اگر يه روز صبح از خواب بيدار بشي و ببيني تبديل به سلمان شدي چه كار مي كني؟

كاترينا: من خيلي خوشحال مي شم و شادترين فرد روي زمين مي شدم و مي دونم كه هركسي دوست داره اين طوري باشه اواز هيچ چيز و هيچ كسي نمي ترسه من اينو خيلي دوست دارم او خيلي شجاع است من نه تنها دوست دارم اونطوري زندگي كنم بلكه دوس دارم اون طوري باشم.

كارن: بله نترس بودن خصوصيت اوست و ما بخاطرش سلمان رو دوست داريم.

كارن: اگه سلمان ازت خواستگاري كنه چي مي گي؟

كاترينا: با خنده مي گه اين رپيد فاير نيست و اين انصاف نيست اين كاملا" يك نوع تقلبه قسم مي خورم.

كارن: كي تقلب مي كنه من دارم ازت سوال مي كنم.... 

كاترينا: بستگي داره چي بخواد از من

كارن: سلمان روي صحنه يا بيرون صحنه كدام سرگرم كننده تر است:

كاترينا: روي صحنه

كارن: در مورد تمام خانواده سلمان- سهيل و ارباز 

كداميك از برادران احساساتي ترن؟

كاترينا: ارباز

كداميك اهل شوخي هستند؟

كاترينا: سلمان

كدام يك رمانتيك ترن؟

كاترينا: ارباز

كارن: هريتيك –آكشي- سلمان يا جان كدام يك اندام بهتري دارن؟

كاترينا: خوب شايد تو دردسر بيفتم ولي وقتي صحبت از اندام مي شه قد و تيپ و همه چيز بايد در نظر گرفته بشه و من فكر مي كنم آكشي بهتره

كارن: امير- شاهرخ يا سلمان كدام بهترين بازيگرن؟

كاترينا : من نمي دونم بقيه چي مي گن ولي يه چيزي از درونم مي گه سلمان (اینکه معلومه فکر کردن نداره !!!)

 

علی شاه‌حاتمی با آمیتاپ باچان و سلمان خان برای حضور در فیلم جدیدش به توافق اولیه دست یافت. شاه حاتمی که چندی پیش برای مذاکره با ستارگان سرشناس سینمای هند به این کشور سفر کرده بود، با این دو بازیگر برای حضور در فیلم جدیدش به توافق اولیه دست پیدا کرد.

 TinyPic image

 

 

 TinyPic image

 در مذاکرات انجام شده بین شاه حاتمی و بازیگران هندی، آنان در جریان داستان فیلم قرار گرفتند و سپس فیلمنامه فیلم "قفس" در اختیارشان قرار گرفت. باچان و سلمان خان هم پس از مطالعه فیلمنامه موافقت اولیه خود را برای بازی در این فیلم اعلام کردند. شاه حاتمی پس از انجام مذاکره به ایران بازگشته و در حال رایزنی با بنیاد سینمایی فارابی است تا با همکاری این بنیاد "قفس" را تولید کند.

 

 TinyPic image

بر اساس اخبار رسیده مذاکرات او با فارابی در حال انجام است و احتمال می رود این بنیاد پیشنهاد شاه حاتمی را قبول کند. پس از مشخص شدن تهیه کننده و سرمایه گذار، شاه حاتمی سفر مجددی به هندوستان خواهد داشت تا مذاکرات خود را با باچان و سلمان خان قطعی کند. در ضمن با اینکه قرار است این دو بازیگر معروف بالیوود در فیلم شاه حاتمی بازی کنند، اما این فیلم هیچ ارتباطی به هندوستان ندارد.

TinyPic image

سلمان به الی چی هدیه داد ؟؟!!!

 

 TinyPic image

الي لارتر لباس عروسي كه در فيلم ماريگلد پوشيده بود مي خواهد ولي كارگردان

اين فيلم قبول نكرد كه اون لباس را بهش بده و سلمان خان عين همان لباس را

به او هديه داد

بازيگر ماريگلد الي لارتر آرزويش بر آورده شد كه با سلمان خان فيلم بازي كنه

وقتي كارگردان فيلم قبول نكرد كه لباسي كه الي خواسته بود بهش بده

سلمان خان احساس بدي كرد و مثل همان لباس را واسش درست كرد و به او

هديه داد

TinyPic image

 

الي عاشق لباسي شده بود كه او در فيلم پوشيده بود.وقتي كه الي در هند واسه ي

فيلمش فيلمبرداري داشت عاشق يك لباس شد كه كه طراح آن راكيز بود. او اين

لباس در يكي از صحنه هاي مهم فيلم پوشيده بود.الي از ويلارد درخواست كرد

كه اون لباس بهش بده ولي  ويلارد گفت كه نمي توانه اون لباس از خودش دور كنه

وقتي از ويلارد سوال كرديم اون گفت اين فيلم تو زندگي واسه ي من خيلي مهمه

و من نمي خوام هيچ چيزي از اين فيلم را از خودم جدا كنم

وقتي سلمان خان اين موضوع را فهميد او تصميم گرفت كه اين لباس را بهش

هديه كنه.وقتي سلمان اين موضوع را فهميد خيلي ناراحت شد و گفت :

'Ek dress nahin de sakte hum use

الي قراره واسه ي روز اكران فيلم بياد و اون روز سلمان مي خواهد لباس را بهش

هيديه كنه. سلمان گفته كه خودش شخصا خواهد رفت و اون  لباس را آن روز

بهش هديه ميده

سلمان خان گفته در كشور ما كسي چيزي بخواهد ما نمي توانيم نديده بگيريم

و آن را بهش مي ديم. و يكي گفته كه سلمان خان عين همان لباس را دادند دوختندتا به الي بده

خب قربونت برم الهی که تو چقدر خوش قلب و مهربونی اخه جایه سلمان تو زندانه !!!!!!

 

TinyPic image

 

 

حالا خبر ریتیک واسه فرنوش جوونم امیدوارم خوشت بیاد :

 

TinyPic image

 

 

  TinyPic image

 

TinyPic image

 

 

TinyPic image

 

   

TinyPic image

 

TinyPic image

TinyPic image

 

TinyPic image

 

TinyPic image

TinyPic image


زمانی به معنای واقعی این حرف پی می برید که گزارش زیر از پشت صحنهای جودا و اکبر رو بخونین . یکی از منابع مطلع در مورد جودا و اکبر گفت :
ریتیک از محل فیلمبرداری فیلم جودا اکبر که در راجستان بود با کلی خاطرات داغ و سوزان برگشت.

TinyPic image
محل دقیق فیلمبرداری بخشی از صحنه های نبرد فیلم در مکانی به نام Sambar در راجستان بوده که دشتی خالی از هرگونه کوه و درخت و گیاه بوده این محل جزو سوزانترین دشتهای هند به حساب میاد . جای که دمای هواش 47 و اگر حتی یه نسیم کوچیک توش شروع و وزیدن بگیره مشکلات زیادی به وجود میاره و نه تنها باعث خوشحالی و خلاص شدن از شر گرمای سوزان نمی شه بلکه پوست رو بیشتر می سوزونه .

TinyPic image

 

 دشواری کار زمانی بیشتر شد که ریتیک باید برای فیلمبرداری صحنه های نبرد از تن پوش و زنجیر و کلاه فلزی استفاده میکرد که پوشیدنش سخت بود و باید کمکش می کردن که تغریبا وزنش 40 کیلو میشد و برای صرفه جویی در وقت و اینکه زودتر کار تمام بشه این تنپوش سنگین را در بین برداشتها در نمی اورد و با همان ها منتظر صحنه بعد می ماند و بیشتر اوقات در حالت ایستاده بود چون به سختی می توانست حتی چند قدم راه برود و اگر میخواست بنشیند و یا بلند شود باید از دومرد قوی هیکل که فقط برای کمک کردن به او انجا بودن کمک می گرفت این شرایط ریتیک باعث میشد که تمام کسانی که حضور داشتن دلشون برای او به سوزه چون واقعا به سختی افتاده بود و این دلسوزی زمانی بیشتر شد که بعد از چند ساعات این تجهیزات فلزی را در اورد چون تازه اون زمان بود که دیدن تمام بدنش از جمله دست و پاهاش پر تاول شده . 

 

اخی چقدر سخته !!!!

 TinyPic image

 

TinyPic image

موزه madam tussauds  مجسمه مومی از افراد سرشناس و معروف را جمع اوری می کنه به تازگی

یک لیست از هنرپیشه های هندی تهیه کرده که اسم هریتیک روشن هم در ان است البته قبل از این

مجسمه امیتاب باچان و شاهرخ خان را در موزه قرار دادن که با اسقبال روبره شده و حالا دنبال کاندید

بعدی خود از میان ستارگان هندی هستن که در این میان اسامی هنرپیشهای از جمله سلمان خان -

مدهوری دیکشیت - رانی موکرجی -پریانکا چوپرا - ابشیک باچان - جان ابراهام - کارن جوهر - کاجول - و

صد البته تک راک استار صنعت سینمای هند ریتیک روشن دیده می شه .

باید دید با وجود دو نام از اسطوره های سینمای هند یعنی آمیتاب جی و شاهرخ جای 

 یک سوپر

استار مرد دیگه می مونه و یا با وجود نام ستاره های زیبای خانم هندی این بار یه خانم فرصت را از ان خود می کند

TinyPic image

 

TinyPic image

 

TinyPic image .

یه خبر دیگه که هنوز کاملا رد یا تعدید نشده : ریتیک در پنلگ صورتی 2 در نقش vicente ظاهر خواهد

شد البته بعد از اتمام کار دوبله جودها اکبر .

در حال حاضر ریتیک که بعد از گرفتن یک معلم زبان اردو به نام کمال احمد تونسته تلفظ اردو و زبان اردو  را به بهترین نحو فرا بگیره همراه با ایش در حال دوبله فیلم جودا اکبر است و به زودی فیلم از این مرحله هم

.

یکی از منابع مطلع اعلام کرده که ریتیک بعد از مطالعه فیلم نامه و نقشش که قراربوده نقش دستیار

بازرس کلوزو یعنی همون ویسنت رو بهش بدن , با رعایت کمال ادب به نماینده شکرت هالیوودی که

مسئول این کار بود اعلام کرده که علارقم اینکه از طرفداران استیو مارتین ولی این نقش هیچ هیجان و

جذابیتی برای نداره و نمی تونه ان را بپذیره و بازی کنه . البته این خبر را راکش روشن پدر ریتیک هم

تایید کرده .

TinyPic image 

نکته جالب توجه اینجاست که از همه ناراحت تر آییش هست که دیده ریتیک فیلم نامه  خوندن

گرفته . فکر کرده اون این پروژه را قبول کرده و تنها به خاطر اینکه به تصمیمات ریتیک کاملا اعتماد داشته و

خیلی دوست داشته در کنار او در یک فیلم هالیوودی ظاهر بشه حتی در یک نقش هر چند کوتاه زود

پیشنهادی که بهش شده بوده را قبول می کنه ولی بعد وقتی اصل خبر بهش می رسه حسابی

پشیمون میشه

TinyPic image.

از همه قشنگتر این قسمت ماجرا است که یکی از نمایندگان معتبر هالیوود در مورد ریتیک

اینجوری نظر

داده , اون گفته ریتیک ماه و خورشید را به همراه خود دارد (واو!!!!) :

 TinyPic image

و حالا خبر از پریتی گلم که امیدوارم موفق باشه چون خیلی دوستش دارم خیلی تو جشنواره ایفا اواردز 2007 ناز بود به نس هم میاد خدایش نس هم نازه اون موقعی که سلمان اومد رو استیج پریتی دستشو گذاشت رو قلبش من داشتم غش می کردم چقدر انرژی داشتن این پریتی و نس همش فریاد میزدن خیلی باحال بود !!!!!)

 

TinyPic image

 

 


پریتی زینتا خیلی وقته که تصمیم داره به کره ماه سفر کنه  وخیلی دوست داره اونجا رو ببینه و گفته وقتی که یه وقت مناسب گیر بیاره حتما به اونجا می ره :منو با خودت ببر !!!!

پریتی بار دیگر با امیتا باچان هم بازی خواهد شد :

پریتی قرار است در یک فیلم پر ستاره ی انگلیسی زبان در کنار امیتا باچان قرار بگیرد.پریتی به عنوان یکی از کار اکتر های اصلی فیلم انگلیسی زبان ریتو پارنو گوش انتخاب شده است این فیلم بر اساس زندگی اتیل دشت بازیگر اجکر شاه جهان ساخته می شود.در این فیلم که توسط کمپانی پلان من موش تهیه می شود بازگرانی چون ارجون رامپال-جیسوسن گوپتا نیز  حضور دارند.صحبتها در مورد حضور پریتی در این فیلم همچنان ادامه خواهد داشت.پریتی در گذشته در فیلمهای ارمان-لاکشیا-ویرزارا-و گبهی الوداع ناکهنا  با امیتا باچان همبازی بوده است.

پریتی زینتا دختری بسیار زیبا با قیافه ای مجذوب و مهربان با خنده ی خودش دل همه رو می بره امسال پریتی به عنوان خوش خنده ترین زن بالیوود  انتخاب شده است.رانی موکرجی هم به عنوان دومین شخص انتخاب شده و در  این بین ایشواریا هم در رتبه ی دهم قرار گرفته است .

 

 

TinyPic image

 

TinyPic image

 

TinyPic image

 

TinyPic image

 

TinyPic image

 

 

 

 

 TinyPic image

 

 

 TinyPic image

 

TinyPic image

 

 TinyPic image

اینم سلمان پریتی و رانی که خیلی دوستشون دارم

 

 TinyPic image

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط مسافر   | 

روشهایشکار شوهر توسط دخترها

اموزش شوهر پیدا کردن برای ترشیده ها عزیز قسمت اول باید بگم که این روش ها امتحان خودشون رو پس دادن و ۱۰۰٪ تضمینی می باشد راستی اگه نظر ندین ادامش رو نخواهم گذاشت ها

روشهایشکار شوهر توسط دخترها

۱- روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده

خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.

2- روش یاهو مسنجری:
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

3-روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر
زیبایی
و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!

4-روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.

5-روش مذهبی خفن:
چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا
اگه نظر ندین منم باهاتون قهرم

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 10:20 قبل از ظهر  توسط مسافر   | 

مطالب خواندنی

معمای سه چراغ و سه کلید

دو اتاق در مجاورت هم اند و بوسیله ی دیواری ضخیم و کاملا" تیره از یکدیگر جدا شده اند. اتاقها هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها مطلقا" تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق کاملا" شبیه بهم موجود است. ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن میکند( مثلا" نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). زحمتی که برای شما داریم اینستکه برای ما معلوم کنید که کدام کلید مربوط به کدام چراغ است.

در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کارتان را از آنجا آغاز کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و بیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا" وارد آن اتاق بشوید. از لای در هم نمیتوانید به داخل اتاق چراغها سرک بکشید. در حقیقت سرک کشیدن مثل داخل شدن است.

خب، مثل اینکه همه راه ها را بر شما بسته ام و زحمتی نشدنی بر دوش تان گذاشته ام. اینطور فکر میکنید؟ اگر اینطور فکر میکنید در اشتباهید. هنوز یک راه باز است. آیا میتوانید آنرا پیدا کنید؟

 


اس ام اس روز

با توجه به فيلم اغماء

اگر تلفن شما زنگ زد و شماره طرف بر روي تلفن شما نيافتاد مواظب باشيد شايد آن شيطان باشد

 

 

 اخلاق و تربیت

1- اخلاق سرمايه و بهترين و عاليترين دارايي ما است.

2- اخلاق خوب ، اختصاص به طبقه اي ندارد، در هر طبقه و صنفي پيدا شود مورد احترام واقع مي گردد.

3- اخلاق خوب مانند آب جاري است كه موجب حاصل خيزي كشتزارها مي شود.

4- اخلاق بالاتر از قوانين است، زيرا قوانين هميشه همراه انسان نيست ولي اخلاق هميشه با او است.

5- اشخاص عاقل و با اخلاق هرگز كلامي بر زبان نمي آورند كه احساسات ديگران را جريحه دار سازند.

6- انحطاط اخلاقي هميشه پيشاهنگ انقراض تمدنها است.

7- بد اخلاق در دست دشمني گرفتار است كه هر جائي برود از چنگ عقوبت او رهايي نيابد.

8- بهترين ميراثي كه پدران براي فرزندان خود مي گذارند تربيت خوب است .

9- به هر كس كه مي خواهد موفق شود بگوييد: اخلاق نيك را درخود پرورش ده.

10- خط مستقيم نه تنها در هندسه بلكه در اخلاقيات هم كوتاه ترين راه است.

11- صاحبان اخلاق ، روح جامعه خود هستند.

12- مردان قانون وضع مي كنند و زنان اخلاق به وجود مي آورند.

13- وظيفه زن تهذيب اخلاق مرد است.

14- پيش از مسافرت ، از خصوصيات اخلاقي و سوابق رفيق راهت پرس و جو كن  و پيش از خريد خانه ، همسايه ات را بشناس .

15- ارزش هاي معنوي و اخلاقي حمايتگرند ، نه محدوديت آفرين .

16- اخلاق بايد بر هنر حكومت كند .

17- اخلاق و عظمت مردان بزرگ ، در طرز رفتارشان با افراد كوچك معلوم مي شود. 

18- آداب و عادات به آساني و سرعت به صورت اخلاق در مي آيد.

19- اخلاق اگر با اندگي هوش توأم باشد هزار مرتبه بر تحصيل زياد بدون هوش و بدون اخلاق ترجيح دارد.

20- اخلاق يكي از بزرگ ترين قواي محركه جهان است و در كمال تظاهرات خود طبيعت انساني را در عاليترين شكل آن مجسم مي سازد.

21- اخلاق ساخته شده و حاضر و آماده نيست ، بلكه ذره ذره ، روز به روز خَلق و ايجاد مي گردد.

22- اخلاق مي تواند جانشين علم، مال ، مقام ، زيبايي و ساير مزايا باشد ، اما هيچ نعمتي جاي آن را نمي گيرد.

23- در طبيعت و اخلاق انساني ، هيچ ضعف و انحرافي نيست كه با تعليم مناسب اصلاح نشود.

24- ملت بدون اخلاق ، اخلاق بدون عقيده ، و عقيده ي بدون فهم ممكن نيست.

 

7 سفر به ماورا و بازگشت ارواح از برزخ
7 حوادث و صحنه هاي واقعی از مرگ انسانها
7 آموزش بدنسازی بانوان، فال قهوه و مدلهای برتر

تصاوير جديد

Y لباس هاي رسمي تنگ با پاره شدن بد موقع ... موجب آبروريزي مي شود
Y چرا نمي شود به دوستي با يك دختر خياباني اعتماد كرد تصوير شماره يك
Y خانواده اين غاز با اين روش از دختران دزدي مي كنند
Y مردي كه سرش را با ادرار حيوانات مي شويد
Y با پوشيدن اين لباس اين دختر شبيه گاوي شيرده شده است
Y اين دختر تمايل دارد كه شير را مستقيما از پستان گاو بخورد
Y شغل اين دختر كمك به بچه فيل در شير خوردن از سينه مادر است
Y و شغل اين دختر گرفتن سطل در پشت فيل در هنگام مدفوع كردن است
Y اين خانم بعد از مرگ مادر ببرها از سينه خود به بچه هاي آن حيوان شير مي دهد
Y انعطاف پذيري شديد در بدن اين دختر ژيمياستيك كار
Y چرا نمي شود به دوستي با يك دختر خياباني اعتماد كرد تصوير شماره دو
Y چرا نمي شود به دوستي با يك دختر خياباني اعتماد كرد تصوير شماره سه
Y چرا نمي شود به دوستي با يك دختر خياباني اعتماد كرد تصوير شماره چهار
Y تا به حال داخل دهان يك مرغ ماهيخوار را ديده ايد
Y اي واي شوخي شوخي شوخي با دختران راهبه هم شوخي
Y ديدن اين صحنه نه تنها آرزوي هر ميموني است بلكه آرزوي شما هم هست
 

تصاوير قديمي

كامپيوتر اصلاح صورت! اگه براي اصلاح صورت آينه نداريد مهم نيست چرا كه اين رو كه داريد
ميكروسافت ميكرو سافت ورد! ساخته شده توسط ميكروسافت براي خانم ها
ميكروسافت عاقبت ميكروسافت! ببين
زنان و دختران خميازه! خميازه مدل اسبي
زنان و دختران عشق پفك نمكي! اين خانم عاشق پفك نمكي است . ببين تو وان حمام چكار مي كنه

Girl Bath Cheeto
زنان و دختران چتر خانم ها! اين هم چتر جديد مخصوص خانم ها
زنان و دختران ناخن پا! فكر ميكنيد ناخنهاش مال خودش است

Tall Nail
زنان و دختران دختر و ميله! خشكتون نزنه ، هر كي سواد داره خودش متن انگليسي را بخوانه
زنان و دختران فكر ميكنيد چند روش براي به گريه انداختن دختران وجود داره؟ اما اين روش بهترين آنهاست
زنان و دختران اين دختر خانم بد جوري سرماخورده كه اينكارو كرده
زنان و دختران چرا اين خانم كله اش تو دهن فيل كرده

mouth ! Excuse me lady, but you've got a bit of peanut butter on your lip let me get that for you
زنان و دختران قديما بعضي دخترها سگ به دست مي گرفتند اما امروزي ها مي گن سگ خيلي كوچيكه و از اين حيوان استفاده مي كنند
زنان و دختران اين هم دليل اينكه لپ تاپ به وسايل حمام خانم ها اضافه شده
كامپيوتر لپ تاپ خانمي! اين لپ تاپ مخصوص خانم ها طراحي شده. آقايون بيخودي نگاه نكنند
كامپيوتر خنك كردن كامپيوتر! راه جديد غولهاي سي پي يو ساز براي خنك كردن
كامپيوتر تابوت! صنعت رايانه به دنياي تابوت سازي هم وارد شد. تابوتهاي كامپيوتري به بازار آمد
كامپيوتر كيس كهنه! بهترين استفاده اي كه مي تونين از يك كيس كهنه بكنين همينه. چقدر مي چسبه
كودكان عشق كامپيوتر! من بايد كامپيوترم رو بيارم وگرنه با شما نمي آم
كامپيوتر سوپر من و شواليه ها ياد تون است. اين هم سي دي من
آلبوم جرج بوش اين كه جرج بوش چرا نگاه كردن به جلو برگشته و به صورت اين دختر خيره شده را بي خيال بشيد اما اوني كه تو دست جرج بوش هست را نگاه كنيد

Your Book Is With George Back

کودکی با گریه تبعید به دنیا آمد
آسمان را همان رنگ آبی می‌دید
و زمین را سرسبز
و طلوع خورشید را قصّه نو می‌پنداشت
و به آن می‌خندید
چند سالی که گذشت٬
شب را با نبود خورشید حس کرد
و همین بود که یک شب٬ پنجره را بر مهتاب گشود
و دلش سخت گرفت
  
چند سال بعد فهمید هوا مسموم است
خس‌خس سینه خود را اولین بار شنید
و دگر هرگز لذّت تنفّس را نچشید
سال‌ها بعد درد را تجربه کرد
زخم را دید
از عفونت رنجید
از طلوع زیبای کودکی‌ها٬ ترسید
سال‌ها در پی آن سال گذشت٬
و زمین می‌چرخید٬
خورشید هم بر عادت خود ثابت بود
قربانی دگر طاقت تبعید نداشت
همه ارکان وجودش٬ زخم برداشته بود
لحظه‌هایش بوی تعفّن می‌داد
از سکوت شب و سرمای هوا می‌ترسید
و به دنبال پناهی این در و آن در می‌زد
و قربانی امروز
منتظر مانده برای برگشت
و چه دردناک است در صف مرگ منتظر بودن
و لبخندی بر لب٬ از سر ناچاری
منتظر باید مانْد
منتظر باید مانْد
 
 

 
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط مسافر   | 

اس ام اس های با حال و خواندنی

-به ترکه میگن شیری یا روباه میگه مگه خر چشه

۲-به تركه ميگن يه دختر پاك و معصوم و نجيب سراغ داري؟ ميگه: آره، شبي هفت تومن

۳-تركه داشته از تو جنگل رد ميشده؛ يهو يك شيره جلوشو ميگيره، ميگه: كوچولو

۴- كجا ميري؟! تركه ميگه: خونه مادر بزرگ، بخورم پفك نمكي، چاق بشم چله

بعد ميام ...مم نميتوني بخوري

۵-يه تهرانيه و يه اصفهانيه و يه تركه داشتن كنار خيابون ميشاشيدن. يه دفعه نيرو انتظامي ميرسه، به تهرونيه ميگن: مرتيكه! داري چي كار ميكني؟! ميگه: دارم مرگ بر شاه مينويسم. ميگن خوب اشكال نداره. به اصفهانيه ميگن: تو داري چه غلطي مي‌كني؟! ‌ميگه دارم مينويسم :استقلال آزادي جمهوري اسلامي! بازم مي‌گن خوب اشكالي نداره

نوبت به تركه ميرسه، هول ميشه نميدونسته چي بگه، ‌ميگه: آقا والله من سواد ندارم، بيا خودت بگير هر چي ميخواي بنويس!

۶-به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه روگرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي‌كنه؟  تركه ميگه: بخاريِ! ; 

خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!

۷-يه روز يه تركي يه ميخي سروته توي ديوار مي كوبيده هركاري مي كرده تو نمي رفته يه تركه ديگه رد مي شده مي گه همين كارا كردي مي گن تركا خرن ترك اوليمي گه چكار كنم ترك دومي مي گه ميخ از طرف نوك تيزش تو ديوار مي زنن نگاه 

بكن اين نوك تيزش عقبشه پس مال ديوار اونبريه

۸-تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم تریاکیه .. ولي به تخمم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه.  تركه ميگه:نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار حشيشه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم 

نشستين، انگار دارم با ...م حرف ميزنم.

 

۹-از تركه ميپرسن نظرت راجع به زندگي چيه ؟ ميگه مربع زندگي سه ضلع دارد ايمان و تقوا

 ۱۰-به تركه ميگن تو شهرتون آثار باستاني دارين ميگه نه ولي دارن ميسازن

۱۱-تركه هزار تومن ميندازه صندوق صدقات، تا غروب واميسته اونجا هركي مياد پول بندازه ميگه آقا برو من حساب كردم!

۱۱- ترکه تو خواب از 2-3 نفر بدجور کتک میخوره فردا شب با بچه محلاش میخوابد

۱۲-يه آمريكاييه و يه ژاپنيه و يه تركه ميرن پيش خدا كه هر كدوم يه سوال بپرسن وخدا جواب بدهاول آمريكاييه ميگه خدايا چند سال ديگه ما همه دنيا رو تصرف ميكنيم؟
خدا ميگه 100 سال ديگه
آمريكاييه ميزنه زير گزيه ميگن چي شد؟ ميگه : آخه اون روز ديگه من نيستم.نوبت ژاپنيه ميشه ميگه خدايا چند سال ديگه ما به آخر تكنولوژي ميرسيم؟
خدا ميگه 150 سال ديگه

اونم ميزنه زير گزيهميپرسن چي شد ؟ ميگه آخه اونروز ديگه من نيستم
نوبت تركه ميشه تركه از خدا ميپرسه خدايا چند سال ديگه ما تركا آدم ميشيم؟

خدا ميزنه زير گريه

ميگن چي شده؟

خدا ميگه آخه اون روز ديگه من نيستم...

۱۳- تركه توي پارك يه دختره رو ميبينه و خيلي باهاش حال مي‌كنه. ميره

جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد از تركه ميپرسه: اسم شما چيه؟ تركه يه فكري ميكنه، با ادا ميگه: بوي گوز خر، اسمم گضنفر

۱۴-به مرغه ميگن به جون بچه‌ت قسم بخور، ميگه: به تخمم!

۱۵-قاضي به شاهد كه يه ترك بود ميگه: لطفا" بريد تو جايگاه شهود و كتاب انجيل رو بگيريد دستتون و قسم بخوريد كه راست ميگين. تركه ميره جايگاه شهود و انجيل رو ميگيره دستش و بلند ميگه: اين تو كون آدم دروغگو!!!!!!!!

۱۵- به تركه ميگن تا حالا قارچ خوردی؟ ميگه: نه ولی يه بار جرخوردم!

۱۶يه يارو جانباز 99 درصد بوده، می‌گوزه ميميره

۱۷-به يك گوسفنده ميگن آرزوت چيه ؟ميگه آرزو دارم اگر سوار وانت شدم جلو سوار بشم

۱۸-بعد از سالها جعبة سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد، آخه اين همه نارجك و كوفت و زهرمار بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد....حــــــــاجـــــي!

 ۱۹- عبود و جاسم مغازه تخم مرغ فروشي باز ميكنن، رو تابلوش مينويسن: عبود ، جاسم، تخم مرغ... محصولي از كون مرغ

۲۰-تركه ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بيادخلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

 ۲۱-به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!

۲۲-غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا! غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

۲۳-دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت:

۲۴-بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد مي‏خوريد يا با سس گوجه فرنگي؟

۲۵-يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن

۲۶-تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟! تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط مسافر   | 

عکس های خفن سری پنجم

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 10:31 قبل از ظهر  توسط مسافر   | 

چند عکس زیبا از هنر پیشه های سینمای ایران

 

خداییش ببین و نظر بده دوست عزیز

 

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید

 

برگها زير پام خشخش ميكنن!اينا همون برگهايي
 
هستن كه روزگار نه چندان دور سايبون پرستوها بودن!
 
اما با اومدن پاييز پرستوها رفتن و برگها زير پاها له شدن
 
صداي نم نم بارون فضاي كوچه رو پر كرده و هيچ
 
صدايي جز صداي بارون غمناك پاييزي به گوش  نمياد!
 
با خودم به اين فكر ميكنم كه چرا وقتي پاييز مياد ادم
 
 بيشتر به روزهاي رفته و خاطراتش فكر مي‌كنه؟!
 
ياد اونروزاي خوب!ياد باروناي بهار!ياد صداي پرنده ها
 
 زير سايه برگهايي كه الان زير پاها له ميشن مثل دل
 
خيلي از ادمها !
 
چه زودرفتن اونروزهاي قشنگ!چه زود خنده ها از روي
 
لبها مثل برگهاي پاييزي پايين ميريزن!
 
چه زور بايد فراغ رو پذيرفت و چه راحت بايد با دل
 
شكسته سر كرد!برگها خورد ميشن!به افق نگاه
 
 ميكنم!اما مگه تو هواي باروني و ابري افق هم ديده
ميشه!
وقتي به نقشه دنيا نگاه ميكنم خيلي بزرگ و وسيع به
 
نظر مياد!اين چه سري كه بعضي ادما تو ابن دنياي به
 
 ابن بزرگي جايي ندارن اما تو دلهاي به اين كوچيكي به
 
 راحتي جا ميشن؟!
 
بعضي وقتها بعضي ها ميرن تا بيشتر بمونن!از
 
 چشمامون دور ميشن تا تو دلامون جا بگيرن!
اما تو اين دلهاي شكسته پاييزي...........
 
آي ادما يادتون نره اون برگي كه دارين زير پاهاتون لهش
 
ميكنين
 
هموني كه تو بهار سايبون پرستو ها بود!
 
 
 
.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط مسافر   | 

چند شعر زیبا

 

تضمين غزل حافظ به مناسبت میلاد فرخنده حضرت حجت بن الحسن العسکری (عج) پنج مصراعی که سه مصراع اول از حقیر و دو مصراع آخر هربند از استاد سخن لسان الغیب حافظ شیرازی

 

 

ايضاله قطعه چهار مصراعی

 

بـوی گـل نرگس از کجا می آيد      

                                                            گویـی ز بـهشت  بـا صفا می آید

                           از خانه عسکری جهان شد روشن               

                                                            مهدی به مـثال مصطفی مـی آید

 

        سبز و خرم می شود این باغ و بستان غم مخور          

   لالــه و گـــل سر زنــد بـعد از گلستان غم مخور

                         در شـب ظلـمت در آيــد مـاه خـوبان غم مخور         

                         یـوسف گــم گـشته بــاز آیـد به کنعان غم  مخور

       کــلبه احـــزان شود روزی گلستـــان غــم مــخور

            سرو و قــد مـهربــان  وارد شود دل  بــد مــکن          

کلبــه تــاریک نــــورانــی شود دل بــد مکن

             آن  طبیـب درد  از در مــی رسد دل  بــد مــکن            

 ای دل غـــم دیــده حــالت بـه شود دل بد مکن

ایــن سر شوریـــده بـاز آید به سامان غم مخور

           بــارش رحــمت ببــارد بــاز بــر تخت  چـمن          

  گـــل ز نـــو گل غــنچه آرد بــاز بـر تخت چمن

         پــادشاه گــل  نشینـد بــاز بــر تـخت  چـمن         

   گـــر بــهار عـــمر بــاشد بــاز بــر تخت چمن

   چـتر گــل بر سرکشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

            گــر چـه نــام یــوسف زهـرا ز یــاد مـا نرفت          

   گــر چـــه نــور پــر فـروغش بر سواد ما نرفت

            گــر نـگـاه رحـــم او بــــر آه و داد مـا نرفـت          

  دور گـــردون گــــر دو روزی بـر مـراد ما نرفت

       دائــماً يــکسان نـــباشد دور گـــردون  غم مخور

              مـصلحـت دارد خـــدا محبــوب را از سر غــیب          

     دلبـــر انـــدر پـــرده غــیبت بــود از سر غـیب

                         چـــون خــدا واقـف بــود بر امر خود از سر غیب         

                         هــان مشو نــومید چــون واقـف نـئی از  سر غیب

        بــاشد انـــدر پــرده بــازی های پــنهان غم مخور

            گـــر جــهان را کــفر وکبر و ظلم و سختی بر کند          

 گـــر جــهان عـدل  ظلم و  بت پرستی  بر کند

                         گـــر کــه الــفت را غــرور بــت پرستی بر کند           

                        ایــدل از سیــل فنــا بنیــاد هستــی بــر کنـد

چون تو را نوح است کشتی بان ز طوفان غم مخور

         گــر چـــه جــاهل عـالمانه بـر جهان بارد ستم           

 گـــر چــه عالم را گــرفته هالـه ای از درد و غم

             گــر ز نــا اهــلان رسد بـر اهل دیـن رنج و نقم           

 در بــیابان گـــر بـه شوق کعبـه خواهی زد قدم

سرزنـش هــا گــر کـند خـار مغیلان غم مخور

          گــر چــه هجــر یـار از دل بــرده آرام و شکیب          

  گر چــه در جــمعیت نــا اهل اهــلیت غـریب

                        گــر چــه بـر درمـان بـیماری نـمی آیـد طبیب             

                       حـال مـــا در فــرقت  جــانان و  ابرام رقـیب

جـمله مــی دانــد خــدای حــال گردون غم مخور

          گــر چــه عالــم را گــرفتـه کـید  شیطان پلید          

 بــر مسلمانان عـالم جـور و کین بــی حد رسید

            گــر چـه امنیت نــدارد هــیچ راهــی زان عنید            

گر چه منزل بس خطرناک است مقصد بس بـعید

هـیچ راهی نیست کانرا نیست پـایان غـم مخور

            بـــر ظهــور مـــهدی آن آرام بــخش روزگـــار           

 کـن تـوسل بــا دعـا بـر خـالق لــیل و نهار

            تــا شود  «آزاد»  آزاد  از غــــم  هــــجر  نــــگار          

حـافظا در کنج فـقر و خــلوت شبـهای تـار

تــا بــود وردت دعــا و درس قــرآن غـــم مخور

 

13 شعبان مطابق با مهر 1381 ( آزاد رابری )



 

 

 

من که می دانم شبی

عمرم به پایان می رسد

نوبت خاموشی من

سهل آسان می رسد

من که می دانم که تا

سرگرم بزم و مستی ام

مرگ ویرانگر چه بی رحم

و شتابان می رسد

پس چرا عاشق نباشم

من که می دانم به دنیا

اعتباری نیست نیست

بین مرگ و آدمی

قول قراری نیست نیست

من که می دانم اجل

ناخوانده و بیدادگر

سرزده می آید و

راه فراری نیست نیست

پس چرا

پس چرا عاشق نباشم
 

در بلندای زمان
غصه ی ما اول شد
از تو و غیر چه پنهان
دل ما پرپر شد
خواب دیدیم که مارا
لب مستانه دهند
نسب این دل دیوانه
به پروانه دهند
چه بسا خواب بدیدیم و
ندیدیم ز عشق
به کسی جز نی و نیرنگ
جزایی بدهند
دار دنیا تو مرا بس بودی
کار دنیا تو چه نا کس بودی
من برایت علفی هرز و تو اما از من
نو گلی تازه و نارس بودی
با تو از عشق چه گویم
که در این وادیه پست
تو همانا که همان
لقمه ی هر کس بودي



عشق شاید
یک دلخوشی است
که من ، برای دلم ساخته ام
عشق شاید خاکستر گداخته ایست
که من عمری در آن گداخته ام ...

عشق هر چه هست
بودنش یک باید است
عشق آخرین راه فرارم از
عروسک بودن است ...


 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط مسافر   | 

بیوگرافی بازیگران هندی

کاجول    
12343 - IMG99ZLAB1N3M.jpg تاریخ تولد : 5 آگوست 1975
 
 
 
 

تنها چیزی که در باره او می توان گفت این است که ،کاجول برجسته ترین چهره زن سینمای روز هندوستان است. او همه آن چه که باید پرده را تسخیر کند دارد و در عین حال شاید هیچ چیز نداشته باشد او یک همسر ،یک مادر ،یک زن و یک هنرمند نمونه است ،نمونه ای که این روزها کمتر مثل او را می بینیم.
 
 او همسری به نام آجی دیوگان را دارد که بارها در کنارش ایفای نقش کرده است .
 
 جالب آنکه موفقیت و شکست در حرفه او سهمی به یک اندازه دارند اما خودش هرگز در خاطر هیچ بیننده ای یک شکست خورده نبوده نشان خاص همان ابروهایی است که باعث می شود براحتی در میان خیل هنرپیشگان شناخته شود و او امروز ترجیح می دهد تا به آرامش درونی خود در کنار خانواده برسد ،ازدواجش با آجی دیوگان او را گامی از سینما عقب کشید.مرگ ناگهانی فرزند اولش او را شکسته ساخت و شایعات زندگی اش را در هم کوبید اما کاجول هم چنان سرپاست و هم چنان یکی از قطب های بازیگری به شمار می رود او در کمال فروتنی امضا کردن دفتر چه هوادارانش را رد می کند و در پاسخ این که چرا این چنین می کند می گوید این طوری هستم !چه کاری می توانم بکنم!
 
 وقتی از کالج اخراج شد تصمیم گرفت تا بخت خود را در بازیگری بیازماید و پذیرفت برای اولین بار در ساخته راهول راویل به نام بی خودی مقابل کمال سادانا ایفای نقش کند.
 
 فیلم هیچ امتیازی کسب نمی کند اما کاجول زنگ ورود خود را به صدا در می آورد . پس از مدتی سر و کله عباس مستان با پروژه بازیگر از گوشه ای پیدا می شود . فیلم یک بازسازی از اثر هالیوودی به نام بوسه پیش از شب به خیر بود ،بازیگران فیلم چهره ای خاکستری به نمایش می گذاشتند و تماشاگران آن ها را می پذیزفتند قرار بود کاجول در این فیلم یک نقش دوگانه را ایفا می کرد اما هنگام ساخت کارگردان نظرش را تغییر می دهد و یک چهره تازه وارد دیگر به نام شیلپاشتی را برای نقش دوم انتخاب می کند . بازگر به اکران در می آید و کاجول ستاره می شود.

کارینا کاپور    

12343 - IMGSFYWLPEND5.jpg تارخ تولد :21 سپتامبر 1980
 
 محل تولد :مومبای ،ماهارشتا ،هند
 
 
 

دومین فرزند ،بابیتا و راند کاپور و خواهر جوانتر هنرپیشه مطرح بالیوود کاریشما کاپور و با وجود آنکه نوه راج کاپور بزرگ است اما هیچگاه زیر سایه نام این مرد قرار نگرفت.
 
 روزگاری می رفت تا به عنوان همسر سوپر استاری چون هرتیک روشن شناخته شود ،وقتی همه جا از او به عنوان زوج هنری هرتیک نام بردند ،منتقدین نکته سنج پی بردند که رابطه او و این مرد چیزی فراتر از آن چه است که به چشم می آید . اما وقتی که هرتیک برای ازدواج با سوزان خان دختر زرینه وسانجی خان را انتخاب می کند کاری از دست کارینا ساخته نیست جز ان که ساعتها به خاطر این شکست احساسی اشک بریزد و گریه کند.
 
 نشریات شروع کردند و به نوشتن داستان عاشقانه او و هرتیک اما خودش ترجیح می داد فقط سکوت کند.
 
 کارینا کاپور علاوه بر این به خاطر کلمات صریح و برنده اش نیز شهرت دارد او گفته بود که هرگز نمی خواهد با سانجی لیلا بنسالی کار کند زیرا وقتی که نقش در نظر گرفته شده برای او را در دیوداس به آیشورایا رای داد ،احساس کرد ،این مرد بزرگترین خیانت را در حقش کرد است و بیشتر از این ناراحت بود که چرا در این باره او صحبتی نشده است .او هم چنین در مخالفت اساسی با پریتی زینتا قرار دارد و گفته که این دختر برای او کوچکتر از آن است که بخواهد یک مهره رقابتی باشد!
 
 دختر چشم عسلی بالیوود باهوش است و می تواند شما را با نگاه جذاب خود خیره کند همانطور که چشم هزاران بیننده را در هند خیره کرد.
 
 اولین فیلم این دختر ای بود از جی پی دوتا در مقابل آبیشک باچان که توانست به صدر جداول فروش دست پیدا کند و کارینا در کنار آبیشک زوج هزار جدید گرفتند

 

رانی مو کرجی      

12343 - IMG1J88WWW8H4.jpgتاریخ تولد :21 مارس 1978
 
 محل تولد :مومبای ،هند

اگر بنا باشد هر بازیگری را با نامی بشناسیم بی شک رانی موکرجی با صدای گرفته اش در هر جایی قابل شناسایی خواهد بود.دختر بامزه کریشنا و رام موکرجر که تقریبا تمام خاندانش جایی در این صنعت دارند.جوی موکرجی ،شوموکرجی ،کاجول،تانوجا،بیسواجیتا،موشمی ،جاترجی و ...گویی این ها از همان بدو تولد در هند در این عرصه بوده اند پس جای تعجبی نداشت اگر رانی او هم وارد عرصه رقابت بشود چرا نباید او را بازی می دادند؟ با چهره ای که یک دختر بنگالی را تداعی می کرد ،اما حرفه اش تا مدتها هیچ سکوی پرتابی نداشت .
 
 امروز او به شدت و به جدیت روی حرفه اش متمرکز شده است او می خواهد تا چیزی را که همیشه می خواسته بدست بیاورد یعنی نقشی که مال هیچ کس نباشد ،نقشی که بتواند اثر گذار باشد اکثر آثارش ا در کنار گوویندا ایفا کرده و بدشانسی اینجاست که در آثار گویندا جایی برای عرض اندام یک قهرمان زن وجود ندارد.
 
 رانی به جای آن که قهرمان فیلم باشد قهرمان چهره اول فیلم ها بود و این ماجرا از روی پرده سینما پشت دوربین هم سرایت کرده و بازار شایعات داغ شد.
 
 اولین فیلم وی «راجی آیاگی بدات »نام داشت که در آن نقش یک قربانی را ایفا می کرد ،فیلم های بعدی اش هم چیزی برای برایش نداشت تا اینکه نوبت رسید به غلام ساخته ویکرام بات که در آن در مقابل امیر خان بازی داش او تا انتهای فیلم باعث آزار امیر خان می شود و اخر سر او را مجذویپب می کند همین طور براحتی دل تماشاگران را بدست می آورد و همه نام او را را به خاطر می سپارند.


 ایشوریا رای

12343 - IMG6F9KTS4BKC.jpgتاریخ تولد: 1 نوامبر 1973
 
 محل تولد:کارناتای ،هند

او با معیار زیبا شناسی ستارگان سینما می تواند یک سر و گردن بالاتر از همه قرار بگیرد و این جای تعجب نیست که نه تنها در هند بلکه در کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز بارها تصویرش روی جلد مجلات رفته است.
 
 دانش آموخته سانتا کروز مومبای که هنگام تحصیل شاگرد اول محسوب می شد.
 
 رای اگر چه بیش از بازیگری به خاطر ربودن عنوان ملکه شایسته هند و بعد از آن بانوی شایسته جهان در چشم همگان آشنا شد اما هیچ گاه قدرت بازیگری اش زیر چهره اش سر تسلیم فرود نیاورده است.
 
 نامزدی نا فرجام و پر دردسرش با دو ستاره بالیوود یعنی سلمان خان و و ویوک اوبروی و جنجالی که سر همین مسئله آفرید می توانست موید این نکته باشد که او هنوز هم چون دوران کوردکی ،پسر ها را زیر یوغ خود قرار می دهد و افسارشان را به دست می گیرد.

 
 یک دختری با چشمان سبز که کارنامه ای درخشان از چهره اش دارد . دختری که می خواست در رشته ای از شاخه های پزشکی فعالیت کند با دست تقدیر به یک سوپر استار بدل می شود و قله های موفقیت را یکی پس از دیگری طی می کند . رای با بازی در اثری از مانی رانتام با نام Iruvar در سینما ها پا می گذارد اما تا مدتها بعد شانس این نمی یابد که هنر بازیگرایش را به نمایش بگذارد . ساله چون عروسک پشت ویترین گیشه ها را فتح می کرد اما ناگهان با بازی در تال کنار اکشی خانا و هم دل دچو که صنم کنار آجی دوگان و سلمان خان طعم پیروزی را می چشد . از آن روز او به یک بازیگر قدرتمند تبدیل شد که هر اثرش یک موفقیت و هر موفقیتش یک تجربه تکرار نشدنی در صنعت بالیوود است.

12343 - IMGD871559MN5.jpgتاریخ تولد: 31 ژانویه 1975
 
 محل تولد :سیملا ،هند
 

پریتی فقط 12 سال داشت که مقابل دوربین قرار گرفت هر چند آن کار یک آگهی بود که یکی از دوستان خانوادگی اشان ساخته بود و از آن پس می خواست تا یک مدل بشود . دانش آموخته سیملا که هر گز در خواب نمی دید روزی هنرپیشه بشود. می گفت که هدفش همچون دیگر نوجوانها در زندگی این بود که یک تغییر مناسب ایجاد کند. احتمالا اگر آن روز یک هواپیما سر راهش قرار می گرفت حتما خلبان می شد . عاشق این بود که مسیری را تا انتها پیگیری کند اما متاسفانه همیشه چشم به فعالیت دیگران داشت و به ادعای خودش هرگز ایده ای نداشت که صرفا مال مال خودش باشد.
 
 روانشناسی درس مورد علاقه اش در دانشگاه بود و همه می پنداشتند که او روزی یک روانشناس خواهد شد ،شاید هم یک تاجر موفق ، اما پریتی در عین ناباوری همگان به یک هنرپیشه بدل شد او حتی تا مومبای رفت تا در رشته روانشناسی جنایی در یک دانشگای مومبای تحصیل کند اما تقدیر چیز دریگری در آستین داشت کارگردانی به نام شکر کاپور در یک مهمانی دوستانه او را می بیند و پس از دیدن کارش در آگهی تجاری liril او را می پسندد و تصمیم می گیرد تا از این دختر برای فیلم بعدی اش در نقش اصلی زن استفاده کند.
 
 حضور در تارا روم یوم پیزی بود که هر نوآمده ای از ته دل می خواست در آن باشد پس پریتی معطل نکرد و حتی دوره کلاسهای حرکات موزون را هم پشت سر گذاشت اما این فیلم هرگز ساخته نشد و پریتی سر خورده بر جای ماند. اما اندک زمانی بعد که کاندان شاه بازی در کیانا را به او پیشنهاد می دهد و پریتی با بازی در نقش یک دختر عاشق به تجربه ای وحشتناک دست پیدا می کند و توانست همگان را مجذوب خویش کند.
 
 بیوگرافی شماره 2
 
 او از کودکی همواره بازی در سينما را در روياهای خود در سر داشت او در همان سنين نوجوانی و جوانی چندين بار در گزينش بازيگری شرکت کرد اما متاسفانه هر بار به دليلی موفق به انتخاب نشد .
 
 او پس از نااميد شدن از بازيگری رو به مدل شدن ( مانکن ) آورد و به خاطر چهره جذاب و فيزيک بدنی مناسب ظرف مدت کوتاهی جزو بهترينهای اين شغل شد که به ناگهان شانس به او رو آورد و بازی در فيلم (از اعماق دل) Dil Se به او پيشنهاد شد او که منتظر چنين موقعيتی بود فرصت را غنيمت شمرد تا با استفاده از حضور شاهرخ خان در اين فيلم خود را به عنوان چهره ای جديد به سينمای هند معرفی کند . او در اين فيلم عليرغم نداشتن نقشی کليدی با ارائه بازی زيبا از خود بسيار مورد توجه قرار گرفت و بعد از آن سيل پيشنهادات بسوی او روانه شد و از آن پس تا اين لحظه او همواره در فيلمهايش بازی تاثيرگذار و تماشاگر پسند ارائه داده است و اکثر فيلمهای او با فروش خوبی در گيشه همراه بوده است .
 
 از فيلمهای او ميتوان به (سرباز) Soldier در کنار بابی دئول , ( دل ميخواهد)Dil Chahta Hai در کنار عامر خان , ( دزدکی - يواشکی ) Chori Chori Chupke Chupke و ( هر دلی که عاشق ميشه) Har Dil Jo Pyaar Karega در کنار سلمان خان و رانی موکرجی , ( چه بگوييم!!) Kya Kehna در کنار سيف علی خان , (ماموريت کشمير) Mission Kashmir در کنار ريتیک روشن , (اين راه عشق است) Yeh Raaste Hain Pyaar Ke در کنار آجی دوگان , ( دل مال تو است) Dil Hai Tumhaara در کنار ماهيما , (آرمان) Armaan در کنار آميتاب بچن و آنيل کاپور و به تازگی در فيلم فوق العاده ( کسی را پيدا کردم) Koi...Mil Gaya در کنار ريتیک اشاره کرد .
 
 او از معدود بازيگران زنی است که افتخار بازی در کنار مربع قدرت چند سال اخير سينمای هند يعنی شاهرخ خان , سلمان خان , عامر خان و ريتیک روشن را داشته است ( افتخاری که تمام بازيگران زن در اين سالهای اخير آرزوی آنرا دارند) .
 
 جالب است که در مورد پريتی بدانيد که : او واقعا عاشق سينماست و فيلمهای رومانتيک را بسيار دوست دارد . هنرپيشه مورد علاقه او در سينمای آمريکا ال پاچينو و در سينمای هند راج کاپور و نرگس ميباشند . صميمی ترين دوست او رانی موکرجی است . او در انتخاب غذا بسيار وسواسی است و دست پخت مادرش را به هر غذايی ترجيح ميدهد . رنگهای مورد علاقه او بنفش و قرمز ميباشد ( در ملاَ عام عاشق ميشويم) Khullam Khulla Pyaar Karenge را در نوبت اکران دارد که در اين فيلم با گوويندا همبازی است و در حال بازی در فيلمی با نام ( هدف) Lakshya در کنار آميتاب بچن و ريتیک روشن ميباشد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط مسافر   | 

بازیگران سینمای ایران

 

الناز شاکر دوست

نام اصلي: الناز

نام خانوادگي اصلي: شاكردوست

سمت (در بخش هاي):  بازيگران،

با بازي در فيلم "گل يخ" ساخته كيومرث پوراحمد به سينما آمد و ظرف كمتر از يك سال در پنج فيلم سينمايي نقش آفريني كرد. تفاوت بازي او در دو فيلم "گل يخ" و "مجردها" نشان از توانايي هاي او دارد. او مي تواند پديده سال 1384 باشد.

  چند ميگيري گريه كني؟ ( شاهد احمدلو )  [بازيگر]

1384  قتل آن لاين ( مسعود آب پرور )  [بازيگر]

1384  چه كسي امير را كشت؟ ( مهدي كرم پور )  [بازيگر]

1383  مجردها ( اصغر هاشمي )  [بازيگر]

1383  گل يخ ( كيومرث پوراحمد )  [بازيگر]

1383  عروس فراري ( بهرام كاظمي )  [بازيگر]

كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (مجردها)

[ دوره 9 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1384 ]

 

کتایون ریاحی

نام اصلي: كتايون

نام خانوادگي اصلي: رياحي

سمت (در بخش هاي):  بازيگران،

تاريخ تولد: 1340محل تولد: تهران

 مدرك تحصيلي: ليسانس  ادبيات و مردم شناسي

شروع فعاليت سينمايي با فيلم پاييزان (رسول صدرعاملي) در سال 1366.
با نويسندگي براي كودكان شروع كرد و با فيلم خبرچين (مازيار پرتو، نصرالله زمرديان) به سينما آمد. اما فيلم در نيمه راه متوقف شد و او براي بازي در فيلم پاييزان (رسول صدرعاملي) انتخاب شد.
در آن زمان در سينما چندان موفق نبود اما با بازي در مجموعه پدرسالار (اكبر خواجويي) توانست خود را مطرح كند و حضور او در مجموعه هاي روزهاي زندگي (سيروس مقدم) و خصوصا سريال پس از باران از او چهره محبوبي ساخت.
رياحي موفق شد در مجموعه هاي پس از باران و شب دهم (حسن فتحي) بازي بسيار زيبايي ارائه دهد.
او پس از پنج سال دوري از سينما با بازي در شام آخر(فريدون جيراني) مهمترين و زيباترين بازي دوران زندگي خود را به معرض نمايش گذاشت و براي بازي در همين فيلم كانديداي جايزه بهترين بازي نقش اول زن از بيستمين جشنواره فيلم فجر شد.
اين زن حرف نمي زند (احمد اميني) ديگر فيلمي بود كه توانايي هاي كتايون رياحي را به رخ همگان مي كشيد. رياحي براي بازي در اين فيلم هم كانديد جايزه از هفتمين جشن خانه سينما شد.
برنده جايزه بهترين بازيگر زن از بيست و ششمين جشنواره فيلم قاهره براي بازي در فيلم شام آخر در سال ١٣٨١.

  1383تارا و تب توت فرنگي ( سعيد سهيلي )  [بازيگر]

1382  اين زن حرف نمي زند ( احمد اميني )  [بازيگر]

1381  بانوي من ( يدالله صمدي )  [بازيگر]

1381  جايي ديگر ( مهدي كرم پور )  [بازيگر]

1380  شام آخر ( فريدون جيراني )  [بازيگر]

1375  لاك پشت ( علي شاه حاتمي )  [بازيگر]

1374  ماه مهربان ( قاسم جعفري )  [بازيگر]

1371  تماس شيطاني ( حسن قلي‌زاده )  [بازيگر]

1371  قافله ( مجيد جوانمرد )  [بازيگر]

1369  آپارتمان شماره 13 ( يدالله صمدي )  [بازيگر]

1369  حكايت آن مرد خوشبخت ( غلامرضا حيدرنژاد )  [بازيگر]

1367  آخرين لحظه ( فرخ انصاري بصير )  [بازيگر]

1367  كشتي آنجليكا ( محمدرضا بزرگ نيا )  [بازيگر]

1366  پاييزان ( رسول صدرعاملي )  [بازيگر]

1366  غريبه ( رحمان رضايي )  [بازيگر]

>  كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 7 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1382 ]

.................................................................

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 4 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1383 ]

.................................................................

>>  5 - پنجمين بازيگر نقش اول زن سال (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 18 منتخب نويسندگان و منتقدان (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]

.................................................................

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (شام آخر)

[ دوره 20 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1380 ]

.................................................................

>>  كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (شام آخر)

[ دوره 6 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1381 ]

.................................................................

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (شام آخر)

 

متن مصاحبه  با بهنوش بختیاری و مهناز افشار در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 3:12 بعد از ظهر  توسط مسافر   | 

بازیگرن سینمای ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط مسافر   | 

بیوگرافی بازیگران ایرانی

 

بیوگرافی جمشید هاشم پور    

 

نام : جمشید

نام خانوادگی : هاشم پور( آریا )

تاریخ تولد : 1323

جمشيد هاشم پور كه تا اواسط دهه شصت با نام جمشيد آريا فعاليت مي كرد  قبل از انقلاب در چهار فيلم ظاهر شد اما خيلي زود از سينماي آن روزها كناره گيري كرد.

او  بعد از انقلاب در اولين حضور سينمايي خود در فيلمي از« مسعود كيميايي » با عنوان « خط قرمز» بازي كرد. اين فيلم همچنان توقيف است.

شايد با بازي در نقش « زينال بندري » در فيلم « تاراج »ساخته« ايرج قادري » بود كه « جمشيد هاشم پور» با سر تراشيده ميان مردم مطرح شد. تا جايي كه تيپ قهرمان سر تراشيده تا سالها مخاطبان بسياري را بخصوص در شهرستانها روانه سينماها مي كرد.

جمشيد هاشم پور با بازي در نقشهاي متقاوت توانايي هاي خود را به اثبات رسانده است. او در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد در كنار بازي در فيلمهاي اكشن و حادثه اي گه گداري بازي در نقشهاي ديگر را نيز امتحان كرده است: روز باشكوه (كيانوش عياري، 1367) - مادر (علي حاتمي، 1368) - پرده آخر (واروژ كريم مسيحي، 1369) - عشق و مرگ (محمدرضا اعلامي، 1369) و دلشدگان (علي حاتمي، 1370).

هاشم پور پس از دريافت ديپلم افتخار از هفدهمين جشنواره فيلم فجر (1377) براي بازي در فيلم « هيوا» (رسول ملاقلي پور) گزيده كار شد و سعي كرد در فيلمهاي خوب و متفاوت بازي كند.

بازي بسيار خوب او در فيلمهاي « آواز قو (سعيد اسدي، 1379)، سفر به فردا (محمدحسين حقيقي، 1380)، قارچ سمي (رسول ملاقلي پور، 1380)، واكنش پنجم (تهمينه ميلاني، 1381) » نشان از رويكرد سخت گيرانه هاشم پور دارد. او در اين سالها يك بازي تحسين برانگيز و معركه در فیلم «مسافر ری (داود میر باقری،1379 ) از خود به نمايش گذاشت.

جمشيد هاشم پور در سال 1382 دو فيلم بر پرده سينماهاي تهران داشت: « واكنش پنجم و سفر به فردا». بازي خوب او در فيلم « سفر به فردا» كه نامزدي جشنواره بيستم فيلم فجر را برايش به ارمغان آورد به دليل اكران نامناسب و نوع فيلم آنچنان كه بايد ديده نشد.

فیلموگرافی:

فراري (1346)  -- جهنم سقيد (1347)  -- ايوالله (1350)  -- خوشگلترين زن عالم (1351)  -- خط قرمز (مسعود كيميايي - 1361)  -- بازداشتگاه (كوپال مشكوة - 1363)  -- نقطه ضعف (محمدرضا اعلامي - 1362)  -- بالاش (اكبر صادقي - 1363)  -- تاراج (ايرج قادري - 1364)  -- عقابها (ساموئل خاچيكيان - 1364)  --يوزپلنگ (ساموئل خاچيكيان - 1364)  -- تيغ و ابريشم (مسعود كيميايي - 1365) -- روز باشكوه (كيانوش عياري - 1367) --  مادر (علي حاتمي - 1368)  -- پرده آخر (واروژ كريم مسيحي - 1369)  -- عشق و مرگ (محمدرضا اعلامي - 1369) -- دادستان (بزرگمهر رفيعا - 1370) -- قرق (احمد هاشمي - 1370) -- دلشدگان (علي حاتمي - 1370) -- افعي (محمدرضا اعلامي - 1371) -- طعمه (فرامرز صديقي - 1371) -- تماس شيطاني (حسن قلي زاده - 1371) -- قافله (مجيد جوانمرد - 1371) -- نيش (همايون اسعديان - 1372) -- پادزهر (بهرام كاظمي - 1372) -- پرواز از اردوگاه (حسن كاربخش - 1373) -- ديوانه وار (كامران قدكچيان - 1373) -- روز ديدني (فرزين مهدي پور - 1373) -- آخرين بندر (حسن هدايت - 1373) -- ویرانگر (1374)لاك پشت (علي شاه حاتمي - 1375) -- عقرب (كار گروهي - 1375) -- ياغي (جهانگير جهانگيري - 1376)  -- چشم عقاب (شفيع آقامحمديان - 1376) -- هيوا (رسول ملاقلي پور - 1377) -- رنجر (احمد مرادپور - 1378) -- سهراب (سعيد سهيلي - 1378) -- مسافر ري (داود ميرباقري - 1379) -- آواز قو (سعيد اسدي - 80/1379) -- سفر به فردا (محمدحسين حقيقي - 1380) -- قارچ سمي (رسول ملاقلي پور - 1380) -- واكنش پنجم (تهمينه ميلاني - 1381) -- جنايت (محمدعلي سجادي، 1381)

 

بیوگرافی فتحعلی اویسی

نام و نام خانوادگی: فتحعلی اویسی

تاریخ تولد:1324

مدرک تحصیلی: ليسانس بازيگری و كارگرداني از دانشگاه ايالتی تگزاس.

پس از اتمام تحصيلات به عضويت سيمای جمهوری اسلامی درآمد و در دهه شصت در فيلمهای بسياري ایفای نقش نمود و چند فيلم را هم كارگرداني كرد.

 

 

در اوايل دهه هفتاد دوباره به كارگرداني روي آورد و سومين فيلم بلند و موفق خود(مريم و ميتيل) را کارگردانی نمود اما در چهارمين فيلمش (سربلند) تا حدودی موفق نبود.

در سينما هم بازي ماندگار او در فيلمهاي ناخدا خورشيد (ناصر تقوايي، 1365 سرب (مسعود كيميايي، 1367(،هي جو (منوچهر عسگري نسب، 1367(،بانو (داريوش مهرجويي، 1370(،جهان پهلوان تختي (بهروز افخمي، 1376 (،و فيلم موميايي3 (محمدرضا هنرمند، 1378) در يادها مانده است.

فتحعلي اويسي در نيمه دوم دهه هفتاد در تلويزيون فعال بود و بازيهاي زيبايي هم از خود به نمايش گذاشت.او در چند مجموعه تلویزیونی ایفای نقش نمود و با بازی در يك قسمت از مجموعه « تهران11»و مجموعه «چمدانهاي بسته» تحسين همگان را برانگيخت .

اوج هنرنمايي و موفقيت فتحعلي اويسي، ‌بازي در مجموعه تلويزيوني بدون شرح بود. پس از ایفای نقش بیاد ماندنی در بدون شرح در سریالهای فرمان ، باغچه مینو و کمربندها را ببندیم نیز در قالب طنز به هنرنمایی پرداخت . نکته بسیار جالب در مورد اویسی چرخش صدو هشتاد درجه ای از بازیگری منفی به بازیگری طنز بود نکته ای که مطمئنا او را در میان دیگر بازیگران متمایز میسازد  .

فتحعلی اویسی در زمینه خوانندگی هم استعدادهای فراوانی دارد و تیتراژ پایانی سریالهای باغچه مینو و کمربندهارا ببندیم به زیبایی توسط او اجرا شده است .

فتحعلی اویسی مجموعا در سی و پنج فیلم سینمایی(از سال 1357 تا 1382 ) و ده مجموعه تلویزیونی (از سال 1362 تا 1383 ) ایفای نقش نموده.

فیلموگرافی:

قدغن (عليرضا داودنژاد، 1357) -- راهي بسوي خدا (1359) -- ميرزا كوچك خان (امير قويدل، 1363) -- مادر (فقط كارگرداني، 1363) -- ناخدا خورشيد (ناصر تقوايي، 1365)  -- پرنده كوچك خوشبختي (پوران درخشنده، 1366) -- باؤ (فقط كارگردان، 1367) -- سرب (مسعود كيميايي، 1367)  -- هي جو (منوچهر عسگري نسب، 1367) -- گل سرخ (حميد تمجيدي، 1368) -- ريحانه (عليرضا ريسيان، 1368) -- هامون (داريوش مهرجويي، 1368) -- حكايت آن مرد خوشبخت (رضا حيدرنژاد، 1369) -- سايه خيال (حسين دلير، 1369) -- بانو (داريوش مهرجويي، 1370) -- دلشدگان (علي حاتمي، 1370) -- قرق (احمد هاشمي، 1370) -- مسافران دره انار (يدالله نوعصري، 1370) -- پرنده آهنين (علي شاه حاتمي، 1370) -- مريم و ميتيل (فقط كارگرداني، 1371) -- پرواز را بخاطر بسپار (حميد رخشاني، 1371) -- آخرين خون (منوچهر مصيري، 1372) --بدل (جهانگير جهانگيري، 1372) -- سربلند (+ كارگرداني، 1373) -- مرضيه (اسفنديار شهيدي، 1373) -- لژيون (سيدضياءالدين دري، 1373) -- مي خواهم زنده بمانم (ايرج قادري، 1373) -- اعاده امنيت (حميد رخشاني، 1374) -- پاتك (1374) -- حادثه در كندوان (جهانگير جهانگيري، 1374) --  جهان پهلوان تختي (بهروز افخمي، 1376) -- يكقدم تا مرگ (1377)--  موميايي3 (محمدرضا هنرمند، 1378) -- دوشيزه (محمد درمنش، 1381) -- بله برون (داود موثقي، 1382).

 

شهرام حقیقت دوست

با آن چشمان وحشی که شمایلی از یک گربه را به یاد مخاطب می اندازد به خوبی توانست مسیر ترقی و پیشرفت را پیدا کند. شهرام از صحنه نمایش آمد  و به خوبی در هر سه مدیوم سینما ،تلویزیون و تئاتر درخشید ، چهره او بیشتر به نقش هایی می خورد که دچار حق کشی شده اند و در پی انتقام بر آمده باشند . اما با ابن همه او هیچگاه چهره اول یک کار سینمایی در خور نبود .

 شهرام کارشناس رشته تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی است که در سال 1351 متولد شده است .

بازیگری را از سال 73 و با نمایش پسر کارون به کارگردانی امیر دژاکام آغاز کرد و با مجموعه تلویزیونی مهر خوبان به کارگردانی یوسف مهدوی پا به جعبه کوچک گذاشت. اولین حضور سینمایی اش معطوف به نقشی کوتاه در درخت گلابی به کارگردانی داریوش مهرجویی می شد که جای دیدن برای او در خود نداشت . پس از آن در مجموعه اول ودوم داستان یک شهر دو اپیزود را بازی کرد که مورد توجه قرار گرفت و بعد به تیم بازیگران همسفر پیوست این مجموعه تلویزیونی دیگر به کارگردانی قاسم جعفری بود که در سال 80 ساخته شد ، داستانهای اجتماعی این مجموعه مورد توجه قرار گرفت و همین باعث شد تا بازی او هم به خوبی مورد ارزیابی قرار گیرد قاسم جعفری تحت تاثیر بازی او قرار می گیرد و نقش اصلی را در سریال بعدی اش یعنی در خط قرمز به او می دهد و او با یک تیم از بازیگران جوان و تقریبا نا شناس داستانی دیدنی می آفرینند.

شهرام به خاطر داشتن نقشی پررنگ بیشتر از سایر همبازی هایش به چشم آمد و توانست نقدهای مثبتی درباره بازی خود به دست بیاورد . نقش شهرام در این مجموعه شباهت انکار ناپذیری به چهره  خاص او داشت و اصلا قواره خود او بود . دیگر مجموعه ای که همان سال کار کرد شب آفتابی بود که نتوانسته بود موفقیتی همپای خط قرمز داشته باشد .پس از ان دوباره به سینما بازگشت ، اما این بار در نقشی طولانی تر در ساخته ای از محمد حسین فرح بخش با نام عطش که در آن با بهرام رادان همبازی بود . فیلم ماجرای چند  دزد است که پس از انجام موفقیت آمیز کارشان و سرقت یک جواهر فروشی به یکدیگر نارو می زنند و شهرام نیز بازی متفاوت و خوبی را از خود به نمایش می گذارد  همان سال در دو فیلم دیگر هم ظاهر می شود ابتدا در غوغا ساخته سعید سهیلی بعد هم در جنایت به کارگردانی محمد علی سجادی . غوغا برای او کاری انجام نمی دهد. اما در جنایت هم بازی خوبی را از او به نقش یک دزد شاهد هستیم که در تقابل با میترا حجار با قدرت نمایی خودش را بالا می کشد و تقریبا فیلم را بر نام خود تمام می کند . شخصیت او در طلسم شدگان به ساخته داریوش فرهنگ در سال 82 چیزی بیش از سایر نقش هایش نداشت ، اما در همان کلیشه همیشگی نیز خوب بازی می کند . فیلم جای کار فراوانی برای کارکتر او داشت و او هم به خوبی از این فرصت استفاده می کند . مجموعه جز کارهای پر مخاطب قرار می گیرد و دوباره نام شهرام به عنوان یک چهره مناسب مجموعه های تلویزیونی بر سر زبان ها می افتد . در سال 83 در همکاری مجدد با محمد علی سجادی فیلم تردست را بازی می کند که باز هم نقش یک دزد نصیبش می شود . آخرین کاری که در آن به بازی پرداخته در «چند می گیری گریه کنی ؟» به کارگردانی شاهد احمدلو که در آن با الناز شاکر دوست و با ابوالفضل پور عرب همبازی شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط مسافر   | 

همه چیز در باره سانجی دات

سانجی دات از هنرپیشگان هندی است.

فهرست مندرجات

[مخفی شود]

[ویرایش] زندگی

سانجی دات متولد ۲۹ ژوئیه سال ۱۹۵۹ در شهر بمبئی می‌باشد .

پدر او سونیل دات یکی از بزرگ‌ترین بازیگران سینمای هند بوده است که ایفای نقشهای منفی از جانب او همیشه در اذهان دوستداران او باقی می‌‌ماند و مادر او نرگس نیز یکی دیگر از ستارگان سینمای هند بوده است که شاید او را با نام مادر هند بشناسید .

همسر او Rhea و دختر او Trishala میباشند که البته Rhea همسر دوم سانجو می‌باشد .

سانجی دات دو خواهر با نامهای Priya و Namrata دارد و همسر خواهر او Kumar Guarav می‌باشد که شاید او را در فیلم Kaante در نقش Andy دیده باشید و لازم به ذکر است که او فرزند راجندرا کمار می‌باشد .

سانجو نه تنها در یک خانواده سینمایی به دنیا آمده بود بلکه علاقه بیش از اندازه او به سینما باعث ورود او به این عرصه شد. او نیز همانند پدر خود حضور در نقشهای اکشن و تا حدودی منفی را دوست داشت اما علیرغم این قضیه او همواره فردی آرام و دوستداشتنی بود .

[ویرایش] فیلمها

اولین فیلم سانجو Rocky می‌باشد که در سال ۱۹۸۱ ساخته شده است .

سانجی دات تنها یکبار در سال ۱۹۹۹ به خاطر بازی در فیلم ( حقیقی (واقعی) ) Vaastav جایزه بهترین بازیگر سال را از آن خود کرده است.

در مورد سانجو لازم به ذکر است که او در سال ۱۹۹۳ به خاطر اتهام مشارکت در بمب گذاری به زندان افتاد و تا سال ۱۹۹۵ در زندان به سر میبرد که نه تنها از لحاظ روحی و روانی او را آزار داد بلکه او را در عرصه سینما نیز متضرر کرد .او که در سال ۱۹۹۳ فیلم فوق العاده ( مرد شرور) Khal nayak را در حال اکران داشت به ناگاه به زندان افتاد و فیلم او که به نظر کارشناسان می‌توانست برنده جایزه در آن سال باشد به دستور مقامات کشور هند از پرده نقره‌ای سینماها به پایین آمد و باعث شد تا شاهرخ خان در آن سال با فیلم بازیگر جایزه سال را مال خود کند جایزه‌ای که هنوزهم خیلی ها آنرا حق سانجو میدانند .

سانجی دات پس از رهایی از زندان و بازگشت به سینما تمام فیلمهای نیمه کاره خود را کامل کرد تا جاییکه او در حال حاضر یکی از پرکارترین بازیگران در سینما می‌باشد .

او در حال حاضر فیلمهای ( دیوار) Deewar در کنار آمیتاب بچن و ( گردنبند محافظ ) Rudraksh در کنار سونیل شتی را در نوبت اکران دارد و همچنین پروژه عظیم (خط کنترل) Line of Control را که کلکسیونی از ستارگان سینمای هند در آن گرد هم آمده‌اند را در آخرین مراحل تولید دارد این فیلم به اعتقاد کارشناسان می‌تواند یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای هند شود .

[ویرایش] لیست کامل فیلمها

  • 1981 Rocky ( راکی )
  • 1982 Johnny I Love You ( دوستت دارم جانی )
  • 1982 Vidhaata ( خالق )
  • 1983 Main Awara Hoon ( من آواره ام )
  • 1984 Bekaraar ( بی قرار )
  • 1984 Mera Faisla ( تصمیم من )
  • 1984 Zameen Aasman ( زمین آسمان )
  • 1985 Do Dilon Ki Dastaan ( داستان دو قلب )
  • 1985 Jaan Ki Baazi ( بازی با جان )
  • 1986 Imaandaar ( ایمان دار )
  • 1986 Mera Haq ( حق من )
  • 1986 Naam ( نام )
  • 1987 Naam-O-Nishaan ( نام و نشان )
  • 1988 Ilaaka ( محدوده )
  • 1988 Jeete Hain Shaan Se ( با عزت زندگی میکنیم )
  • 1988 Kabzaa ( قبضه )
  • 1988 Khatron Ke Khiladi ( بازیگر خطرها )
  • 1988 Mardon Wali Baat ( حرفهای مردانه )
  • 1988 Mohabbat Ke Dushman ( دشمن عشق )
  • 1989 Do Qaidi ( دو زندانی )
  • 1989 Hathyar ( سلاح - اسلحه)
  • 1989 Hum Bhi Insaan Hain ( ما هم انسان هستیم )
  • 1989 Taaqatwar ( پر طاقت )
  • 1990 Khatarnaak ( خطرناک )
  • 1990 Krodh ( خشم )
  • 1990 Zahreelay ( زهر دار )
  • 1991 Do Matwale ( دو سرمست )
  • 1991 Fateh ( پیروزی )
  • 1991 Khoon Ka Karz ( بدهی خون )
  • 1991 Qurbani Rang Layegi ( قربانی خودش را نشان می‌دهد )
  • 1991 Saajan* ( یار )
  • 1991 Sadak ( خیابان )
  • 1991 Yodha ( مبارز )
  • 1992 Adharm ( بی عدالتی )
  • 1992 Kshatriya ( دشمن )
  • 1992 Sahebzaade ( آقا زاده )
  • 1992 Sarphira ( سرگردان )
  • 1992 Teja ( تجا )
  • 1992 Yalgaar ( یورش )
  • 1993 Aatish ( آتش )
  • 1993 Gumrah ( گمراه )
  • 1993 Khalnayak* ( مرد شرور )
  • 1993 Sahibaan ( نجیب )
  • 1994 Amaanat ( امانت )
  • 1994 Andolan ( اعتصاب )
  • 1994 Insaaf Apne Lahoo Se ( انصاف توسط خون خودم )
  • 1994 Zamane Se Kya Darna ( از زمانه چه ترسی داریم )
  • 1995 Vijeta ( پیروز )
  • 1997 Daud ( دویدن )
  • 1997 Mahanta ( بزرگی )
  • 1997 Namak ( نمک )
  • 1997 Sanam ( یار )
  • 1998 Chhota Chetan ( چتن کوچولو )
  • 1998 Dushman* ( دشمن )
  • 1999 Daag ( لکه )
  • 1999 Haseena Maan Jayegi ( خوشگله قبول میکنه )
  • 1999 Kartoos ( فشنگ )
  • 1999 Khoobsurat ( زیبا )
  • 1999 Safari ( سیاحت )
  • 1999 Vaastav* ( حقیقی - واقعی )
  • 2000 Chal Mere Bhai ( بریم داداش )
  • 2000 Dus ( ده )
  • 2000 Jung ( جنگ )
  • 2000 Khauff ( ترس )
  • 2000 Kurukshetra ( میدان جنگ )
  • 2000 Mission: Kashmir* ( ماموریت کشمیر )
  • 2001 Jodi No.1 ( زوج شماره یک )
  • 2001 Nayak* ( جوانمرد )
  • 2002 Kaante ( خارها )
  • 2002 Pitaah ( پدر )
  • 2003 Ek Aur Ek Gyaarah ( یک و یک , یازده )

چند عکس زیبا از سانجی دات

Supriya Karnik marathi babe from Mujhse Shaadi Karogi, whose saree is stripped by Salman KhanHoney Honey Music Video featuring Salman Khan


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط مسافر   | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر